داستان سکسي يواشکي | رویال

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد


                                      

                                                                    

خانه » دسته‌بندی نشده » داستان سکسي يواشکي

داستان سکسي يواشکي

داستان سکسي يواشکي
 
داستان سکس علی با یه دختر بچه | dastan2012
https://dastan2012.wordpress.com/…/داستان-سکس-علی-با-یه-دختر…
Translate this page
Jul 20, 2010 – ميخواستم سكس خودم رو كه با يه دختر بچه بود رو واستون تعريف كنم . … داستان سکس علی با یه دختر بچه … يه روز كه خونه ما كسي نبود تو كوچه ديدمش داشت بازي ميكرد بهش يواشكي گفتم كه بياد خونه ما و اونهم اومد و بهش گفتم كه بريم بالا تا كسي نيومده ولي اون گفت ميان مارو ميبينن بريم زير زمين و من هم بردمش زير زمين …
Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم – صفحه 76 – انجمن لوتی
https://www.looti.net/12_1255_76.html
Translate this page
Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم …. با داستان سکسی و این طور چیزا 2 3 ساله اشنا شدم . ….. زود چشم هام رو بستم حس كردم كه يكي داره به شرتم دست ميزنه اره خالم بود داش يواشكي كيرم رو از شرتم در مي آورد همين طوري داشت با اون بازي ميكرد كير من هم داشت شق ميشود برا همين زود خودم رو تكون دادم و خالم هم كيرم رو ول كرد رفت سراغ …
چه کوسی بود دوست خالم – sahvatnak
https://sahvatnak.wordpress.com/2015/06/02/سلام-دنیا/
Translate this page
Jun 2, 2015 – سلام به همه ی عزیزان… من چن روزیه تو دلم افتاده یکی از شهوت انگیز ترین خاطراتمو براتون بنویسم من ایدین هستم الان 18 سالمه پسر جذابی هستم از نظر خودم، خودمو هم خیلی دوس دارم … دوستان اگه کسی حوصله ی خوندنشو نداره زور نیس نخونه من با همه ی جزئیات میگم بریم سر اصل مطلب من یه خاله دارم که خیلی دوسش دارم اونم …
تجاوز به زنم وسط دریا
hotgram4.filmiro.com/2017/09/20/…/4906780649966272556.html
Translate this page
Sep 20, 2017 – سلام من محمد 32سالمه کارمندم،خانومم اسمش مهینه بیست سالشه،هیکلش لاغره مثل دخترای 14ساله میمونه،سینه هاش کوچیک و سفته واسه همین اکثر وقتا سوتین نمیبنده،تو لباس پوشیدن گیر نمیدم بهش،تو مهمونی و عروسی لباسای باز وکوتاه میپوشه،مردا زیاد میرن تو نخش ولی پا نمیده،خیانت نمیکنه، از گذشته اش بگم چند بار …
آقا محمد و مامانم! | داستان سکسی
https://dastanesexy.wordpress.com/2007/10/24/آقا-محمد-و-مامانم/
Translate this page
Oct 24, 2007 – شک نداشتم که مامانم با آقا محمد سکس داشته. اولش باورم نمی شد چون آقا محمد از اون خر مذهبی های روزگار بود و به قول معروف سلامتو با قنبل الله علیکم جواب میداد. این موضوع گذشت تا یه عصر مامان گفت که می خاد بره عیادت یکی از دوستاش که چند وقته مریضه و بعدش رفت بیرون. من هم یواشکی پشت سرش رفتم و دیدم که سریع …
داماد خوشتیپ | داستان سكسي
https://ajabjayi.wordpress.com/2011/06/25/داماد-خوشتیپ/
Translate this page
Jun 25, 2011 – جالب بود او مده بود خواستگاري و من يواشکي از پشت پنجره داشتم ديدش می‌زدم. ماشين رو که پارک کرد با يه دسته گل بزرگ او مد طرفه خانه ما و زنگ رو زد با مادرش بود. ماهم منتظر بوديم به خاطر همين بود که از اول ديدمش خوب وارسی‌اش کردم. ولي خوب اون که برای من نیو مده بود هرچی باشه من اون موقع 17سال بيشتر نداشتم تو حال هواي …
داستان من و مامان مونا – فارس پاتوق
www.farspatogh.ir › … › کانال شعر و ادبیات › نثر-داستان-حکایت
Translate this page
Aug 19, 2017 – داستان منو مامان مونا داستان من و مونا داستان خوب من و مامانش سلام دوستای خوبم من باز اومدم با داستان و خاطره یکی از بچه هایی که الان از دوستای خوبمه،… … سریع برگشتم و سر کوچه یواشکی به خونه نگاه میکردم که تو همین حین دیدم یه ماشین هیوندای سفید اومد تو کوچمون و نزدیک خونه ما وایساد منم که واقعا کنجاو شده بودم و …
داستان سکس با افسانه (دختردایی) | داستان سکسی
https://iranaks.wordpress.com/…/داستان-سکس-با-افسانه-دختردایی/
Translate this page
Jul 14, 2010 – چند وقتی بود تو اینترنت داستانهای سکس فامیلی و بعضی فیلمای سکس خانوادگی خارجی زیاد دیده بودم. منم که 18 سالم بود و دراوج حشریت به … من که جلو تلویزیون خوابیده بودم یه جوری دراز کشیده بودم که از قصد شق شدن کیرمو ببینه و یواشکی از شیشه میز تلویزیون دید میزدمش. وسطای فیلم بود هر دوتامون بدجور تو …
داستان سکس با فیروزه | داستان سکسی
https://iranaks.wordpress.com/2010/07/…/داستان-سکس-با-فیروزه/
Translate this page
Jul 14, 2010 – داستان سکس با فیروزه. luglio 14, 2010 di iransms. ماجرا به چند سال پیش بر می گردد. وقتی كه من دانش آموز بودم. تازه با یكی از همكلاسانم دوست شده بودم و چون من شاگرد ممتاز كلاس بودم قرار شد با او ریاضی كار كنم. این شد كه یك روز به خانه ی دوستم رفتم و مشغول درس خواندن شدیم. نیم ساعتی بیشتر نگذشته بود كه دیدم در …
مامان با معرفت – شهوانی
https://shahvani.com/dastan/مامان-با-معرفت-
Translate this page
Dec 16, 2011 – من راستش با خوندن داستانهای سکس خانوادگی نسبت به مادرم حس شهوت پیدا کرده بودم چون هر وقت نگاش میکردم به یاد اون داستانها می افتادم، الان 28 سالمه مادرم هم حدودا” 47 سالشه. من دو داداش و یه خواهر به اسم گلرخ دارم که 2 سال از من کوچیکتره ، قتی که دبیرستان بودم دو بار سکس مامان وبابا رو یواشکی دیده بودم هر وقت هم این …

 


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
NS