داستان سكسي من و خاله | رویال

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد


                                      

                                                                    

خانه » دسته‌بندی نشده » داستان سكسي من و خاله

داستان سكسي من و خاله

داستان سكسي من و خاله
 
سکس با خاله ی عزیزم – داستان سکسی – fatishmiss
https://fatishmiss.wordpress.com/…/سکس-با-خاله-ی-عزیزم-داستان-…
Translate this page
Sep 6, 2015 – سلام. از خودم بگم من امیر 19 سالمه کیرم یه 20 سانتی میشه م. خاله ی عزیزم فاطی جون هم یک دختر خوش هیکل 23 ساله هست که ببینیش نکرده ارضا میشی.قضیه مال چند ماه پیشه,من خودم تنها تو خونه بودم که خالم از شهرستان سر زده اومد و وقتی اومد تازه فهمید که کسی خونه ی ما نیست وقتی اومد دست با هم دادیم و صورت هم رو بوس …
من و خاله ام | داستان سکسی
https://parsgfx.wordpress.com/2010/07/10/1-7/
Translate this page
Jul 10, 2010 – تابستون بود و ما رفته بودیم شهرستان که یه سری به خانواده مادرم زده باشیم. اونجا من دوتا خاله و یه مادربزرگ دارم. یکی از خاله هام دوتا دختر کوچولو و اون یکی خالم یه دختره کوچیک و یه پسر داره که یه سال از من کوچیکتره. من وقتی میرم اونجا میرم خونه اون خالم…
خاله سوسن | شهوانی
hotgram4.filmiro.com/2017/09/20/…/4906780649966272580.html
Translate this page
Sep 20, 2017 – خاله سوسن. این قضیه مال پاییز 1380 هستش. من و خالم با هم چیزی نداریم یعنی از همه چیز من خبر داره چون از وقتی از شوهرش طلاق گرفته و مامان و بابا بزرگم مرحوم شدم من هم دیدم خالم تنهاست اکثریت پیش خالم هستم.دیگه یه جورایی منو خالم با هم …. بهم قول بده هر وقت سکس خواستم منو ارضا می کنی!منم از خدا خواسته قبول کردم.
سکس با خاله | داستان سكسي
https://ajabjayi.wordpress.com/2011/06/25/سکس-با-خاله/
Translate this page
Jun 25, 2011 – سلام این خاطره ای که می خوام براتون بنویسم مال 2 سال پیشه مال زمانیه که من هنوز سربازی نرفته بودم آخه الان من سربازم اسمم رضو الان 22 سالمه. شوهر خالم به دلیل اینکه راننده ماشین سنگین بود بعضی شبا خونه نبود و من میرفتم پیشه خالم البته خالم 2 تا پسر و 1 دختر داره که یکی از پسراش هم سن منه داستان از اونجایی …
من و خاله فریبا | dastan2012
https://dastan2012.wordpress.com/2010/08/20/من-و-خاله-فریبا/
Translate this page
Aug 20, 2010 – اسم من هومن هست و 26 سالم هست. علت این که می خوام این داستان رو براتون بگم اینکه اولاً همیشه دوست داشتم این داستان رو تو این سایت برای شما بنویسم و ثانیاً چند داستان در مورد سکس خانوادگی و مخصوصاً سکس با خاله تو سایت هست که امیدوارم با این داستان این مجموعه…
چه کوسی بود دوست خالم – sahvatnak
https://sahvatnak.wordpress.com/2015/06/02/سلام-دنیا/
Translate this page
Jun 2, 2015 – خاله من فیسش خیلی خوبه ادم اپدیتیه ولی اینم بگم همیشه نماز روزه اش سر جاشه این خاله ی قصه ما از اونجایی که پرستاره توی شهر دیگه اونجا خونه داره ما هم هر …. ورشو ماساژ دادم سریع رفتم پایین داشتم پاهای خوشگلشو میمالیدم سفید و ناز بود مثل همون هایی که شما ها میگین مثل برف بود انقد حال میکردم از سکس هم بالاتر بود …
داستان خاله
https://shahvani.com/dastan/tag/خاله
Translate this page
نام داستان, بازدیدها. بالاخره خاله جون رو کردیم! 441144, 11, 2. گایش خاله جون, 301485, 10, 0. من و خاله فریبا, 573741, 16, 2. باسن خاله ام, 508397, 7, 2. من و خاله ام, 161712, 6, 0. سکس با خاله و خواهر, 420496, 13, 6. من و خاله ام, 108017, 4, 0. آريا و مامان و خاله جون, 839195, 37, 3. خاله شهناز, 181751, 6, 1. سکس اتفاقی با خاله زهرا, 453878, 7 …
باسلام – Ok
https://ok.ru/group/54831980085263/topic/66460719783951
Translate this page
باسلام من سروش هستم ١٥ ساله داستان از اونجايي شروع شد كه ما براي تفريح رفتيم خونه خاله ثريا خاله ثريا يه زن ٣٠ ساله با پستون هاي گنده و كون گنده هست و خيلي هم … و همشو خورد و گفت اخيش بعدش گفت خاله كيرتو بكن توي كسم منم كردم توي كسش ابمو ريختم توي كسش بعدش كه سكسمون تموم شد دوباره كه ميشد سه ماه بعديه سكس ديگه …
داستان منو خاله نازی – فارس پاتوق
www.farspatogh.ir › … › کانال شعر و ادبیات › نثر-داستان-حکایت
Translate this page
May 8, 2017 – داستان من و خاله جون داستان منو خاله من داستان رو از زبون دوس پسرم امیرعلی تعریف میکنم، زمانی که ۲۲ سالش بوده. … تا وقتی بچه تر بودم هیچ حس خاصی نداشتم ولی از وقتی کمی بزرگتر شدم حس کردم خیلی مثل من خاله نازی هم خیلی منو دوس داره. … داستان پیمان و پونه داستان سسکی داستان سکسی داستان سکسی جدید.
since – Google Groups
https://groups.google.com/d/topic/…/azBsHTsYESk
Translate this page
since, Taghiye Poorrahim, 2/1/06 12:37 AM. سلام من فريبرزم مي خوام يكي ديگه از داستانهاي سكس فاميلي ام رو تعريف كنم.داستان از انجا شروع شد كه شوهر خالم قرار بود براي ماموريت بره خارج از كشور و من هم مجبوربودم براي اين مدت برم پيشه اون البته ناراحت نبودم چون من خيلي خالم رو دوست داشتم و هميشه آرزوي كردن خاله ام تو دلم مونده بود.

 


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
NS